دهم ارديبهشت سالروز تولد استاد رهي معيري شاعر اولين آهنگ بانو هايده
محمد حسين رهي معيّري ، دهم ارديبهشت ماه 1288 هجري شمسي در تهران چشم به جهان گشود و در 24 آبان ماه سال 1347 شمسي به سراي باقي شتافت و در مقبره ظهيرالدوله به خاک سپرده شد.
کساني که با شعر و ادب، انس و الفتي دارند، رهي شاعر بلند نام معاصر را به خوبي مي شناسند، زيرا شخصيت و شيوه خاص او در شهر گفتن شيفتگان بي شماري دارد.
اشعار رهي آينه اي است از روح پاک و بي آلايش او، مناعت و استغناي طبع و صفاي باطن او از گفتارش به خوبي هويداست. چنانچه خود او گفته است.
ما را به آفتــابِ فلــک هــــم نياز نيست
اين شوخ ديده را، به مسيحا گذاشتيم
بالاي هـفت پردۀ نيــلي اسـت جاي ما
پا چون حـــباب، بر ســـر دريا گذاشـتيم
وي از ماديات گسسته و به معنويات پيوسته و به قول خود ((رفته و پا بر سر دنيا گذاشته و کار جهان را به اهل جهان وا گذاشته)).
ترانه آزاده ام به خوانندگي هايده نشان می دهد که رهی، در بستر مرگ به تنها چيزی که برايش باقی مانده بود، می نازيده است به آزادگی:
- "يارب چو من افتاده ای کو؟ / افتاده آزاده ای کو؟/
تا رفته از جانم برون، سودای هستی/ آزاده ام، آزاده از غوغای هستی/
گلبانگ مستی آفرين/ هم چون رهی سر دادهام من/
مرغ شباهنگم ولی/ در دام غم افتاده ام من/
خندان لب و خونين مگير/ مانند جام بادهام/ آزاده ام من!..."
با مطالعه و ممارست در آثار استادان بزرگ، تسلط خود را در سخن بدان پايه رسانيده است که روح مولانا را در قالب سعدي ريخته، گاهي با شور حال مولاي روم و گاهي به پاکي خواجه شيراز و گاه به فساحت شيخ اجل سخن مي گويد.
لینک
|
نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 22:28 توسط رضا رام |
بزن تار

ترانه سرا : منصور تهراني
آهنگساز : فريد زولاند
خواننده : هايده
آلبوم : بزن تار
بزن تار که امشب باز دلم از دنیا گرفته
بزن تار و بزن تار
بزن تا بخونم با تو آواز بی خریدار
بزن تار و بزن تار
برای کوچه غمگینم برای خونه غمگینم
برای تو برای من برای هر کی مثل ما
داره میخونه غمگینم ...
دانلود آهنگ بزن تار
از این به بعد تصمیم دارم آهنگهای بیشتری از هایده برای دانلود آماده کنم
لطفا نظرات و درخواستهای خودتان را با من در میان بگذارید
لینک
|
نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 0:3 توسط رضا رام |
دوم ارديبهشت نوزدهمین سال درگذشت استاد محمودی خوانساری

حسين معيني کرمانشاهي (فرزند رحيم معيني کرمانشاهي) در باره محمودي خوانساري چنين مي نويسد: "محمودي خوانساري سال 1312 در خانواده اي مذهبي ديده به جهان گشود. پدرش حجه الاسلام سيد جمال الدين محمودي از روحانيون خوشنام و فروتن خوانسار بود و تسلّط نسبي شادروان محمودي خوانساري بر زبان عرب و تعليمات ديني را مي توان حاصل 13 سال زندگي در کنار پدر بزرگوارش دانست. وي پس از فوت پدر، يعني مقارن سال 1326 خوشيدي به تهران آمد و در دبيرستان اديب به ادامه تحصيل مشغول شد و در طول اين دوران يک لحظه از زمزمه کردن و آواز خواندن، آن هم به صورتي کاملآ خود جوش و فطري غافل نشد. از سال 1335 مي توان به عنوان سال تحوّل و دگرگوني در زندگي هنري محمودي خوانساري نام برد. زيرا در محفلي با شادروان ابوالحسن صبا آشنا گرديد و از پيشنهاد ايشان مبني بر فراگيري علمي رديف موسيقي ايران استقبال نمود و اين تمرين و ممارست تا پايان عمر استاد صبا ادامه يافت.
سال 1338 به دعوت داوود پيرنيا، بنيانگذار برنامه گلهاي جاويدان، گلهاي رنگارنگ، يک شاخه گل، برگ سبز و گلهاي صحرايي، در استوديو گلها شروع به فعاليت نمود و رسمآ اولين کار هنري خود را در برنامه برگ سبز شماره 56 ضبظ نمود. از آن پس شادروان محمود خوانساري در کنار اساتيدي چون مرتضي خان محجوبي، احمد عبادي، حبيب الله بديعي، جواد معروفي، حسن کسائي، پرويز ياحقي، جليل شهناز، رضا ورزنده، منصور صارمي و فرهنگ شريف به خلق آثار ماندگار موسيقي اصيل ايراني همت گماشت. ثلث آخر زندگي اين استاد فرزانه و خواننده صاحب مکتب در کنار اسد الله ملک هنرمند ارزشمند سپري شد. خوب به خاطر دارم که عصر روز يکشنبه ششم مهرماه 1348 آقاي اسد الله ملک به منزل ما در تهران پارس آمدند. معلوم شد که برنامه اي با عنوان نوايي از موسيقي ملي به همت شادروان دکتر منوچهر جهان بلگو در حال شکل گيري و تدوين است که در اين برنامه محمودي خوانساري براي اولين مرتبه اقدام به اجراي ترانه خواهد نمود. به همين مناسبت از پدرم خواست که بروي آهنگي که بر روي آهنگي که در نغمه افشاري ساخته بود ترانه اي بسرايد. از زمان نواختن ملودي تا سرودن ترانه اي با عنوان مرغ شباهنگ کمتر از پنجاه دقيقه طول کشيد که حاصل اين فعاليت مشترک پس از 29 سال و به بهانه يازدهمين سال درگذشت اين استاد نامي، بار ديگر به همت آقاي حسن اکبراف در اختيار دوستداران هنر واقعي و اصيل اين مرز و بوم قرار مي گيرد.
يازده سال از درگذشت اين هنرمند فرزانه و فروتن گذشت. استادي که ادب و انسانيت را سرلوحه رفتار خويش قرار داد. خواننده اي که به داشتن صداي تنها اکتفا نکرد و همّ و غم خود را صرف بکارگيري صحيح اين وديعه الهي نمود. خواننده اي با سوادي که امر آواز را به مفهوم کامل مي دانست تا جايي که هنگام خواندن و تلفّظ ابيات متنوع شعر فارسي، با شيوه اي مختص خويش کلمات را معني مي کرد و با تکرار و تکيه بر جمله اميد من، اميد تازه اي در جسم و جان مشتاقان موسيقي اين مرز و بوم مي دميد.
هنرمند نازنيني که هرگز در ازاي دستمزد، ناله بي غمي سر نداد و در عين نيازمندي، وارسته و بي نياز عمر خود را در گوشه انزوا سپري نمود و سر انجام روز چهارشنبه دوم ارديبهشت ماه 1366، به صورتي ناگوار، مظلومانه و ناباورانه از غم زيستن نجات يافت و حيات مجددي را آغاز نمود. با اميد شناخت قدر و منزلت چنين نوابغي در محيطي بهتر." نوشته حسين معين کرمانشاهي.
"مي پردازيم به نقل اشعاري که با تمام جزئيات (مصرع به مصرع) به طور کاملآ مشخص، زبان حال محمدي اند. وي در اجراي اين آوازها چنان از دل و جان مايه گذاشته که به راستي مي توان گفت آن اشعار را مال خود کرده است. اين آثار که ما آنها را "آثار خاص" مي ناميم در واقع داري دو صاحب هستند، و محمودي به عنوان صاحب دوم، سراينده روايت آوازي آنهاست. چنان که آقاي محمد موسوي از قول استاد بنان نقل کرده اند: "اشعاري که محمودي مي خواند، شنونده گمان مي کند شاعر هم خود اوست." و آقاي بهمن بوستان نيز گفته اند: "آوازهاي محمودي بازتاب کامل احساسات شاعر است." پس مي توانيم به جرأت بگوييم که هيچ خواننده ديگري ممکن نبود بتواند به زيبايي و با حال جان پرور محمودي آنها را بخواند. زيرا اين اشعار زبان حال ديگري جز او معدودي از امثال او نيستند "(مرغ شباهنگ، يادنامه استاد آواز ايران محمودي خوانساري، حميد تجريشي)
برگ سبز 262 (استاد محمودی خوانساری)
لینک
|
نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 11:19 توسط رضا رام |