تبليغاتX
.::يادي از زنده ياد هايده::.

.::يادي از زنده ياد هايده::.

هايده هنرمندي كه از شرق طلوع و در غرب غروب كرد

 

خبر مسیحی شدن خانم مهستی و بازگشت ایشان به اسلام

به گزارش شبكه خبر مسيحيان فارسي زبان ،مهستی، خواننده مشهور ايرانی که از بيماری سرطان روده رنج می برد، به سن ۶۱ سالگی درسانتا روزای  کاليفرنيا و با ایمان آوردن به عیسی مسیح در خداوند به خواب رفت .

مهستی در آخرین سالهای عمرش به عيسي مسيح ايمان آورد و تعميد يافته بود .

 

ولی بانو مهستی پس از مدتی از این عمل خویش پشیمان شدند و به دین اسلام بازگشتند و در هنگام مرگ یک مسلمان از دنیا رفتند و مراسم تشییع پیکر ایشان طبق سنن اسلامی برگزار گردید.

در آخر باید بگوییم دین و مسلک هرکس مربوط به خود آن شخص میباشد و ما مهستی را بخاطر هنرش و صدای گرمش در هر دین و مسلکی دوست میداریم و با صدایش زندگی میکنیم.

یادش گرامی

 

لینک | نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 21:24 توسط رضا رام |

 

هیجدهمین سالروز درگذشت بانوی موسیقی ایرانی هایده گرامی باد

هایده جز برترین های  قرن معاصر

هایده؛ صدای دریغ

 

 

 یادم می‌آید که مرگ هایده در آن سال‌های فطرت تاثیری خاص بر ایرانیان گذاشت. من روز سی‌ام دی سال 68 را همراه با بازیگوشی‌های چهار‌ساله‌گی گذراندم. بی‌که بدانم هایده کیست و "یه امشب شب عشقه" یعنی چه. اما یادم می‌آید که حتی در اوایل دهه‌ی هفتاد سخن از مرگ هایده در میهمانی‌های ایرانی زیاد بود. همراه با دریغی و شاید شایعه‌ای، مثلن اینکه جسد هایده را آمریکا با یک هواپیمای اختصاصی فرستاده که در تبریز خاک شود اما حکومت هواپیما را برگزدانده جسد را هم ضبط کرده "اگر هم می‌پرسیدی این دو سال جسد کجا بوده می‌گفتند مومیایی‌اش کرده‌اند!" بعد که ویدئو"و همراه با آن تهاجم فرهنگی!" به خانه های ایرانی راه یافتند فیلم تشییع جنازه‌ی هایده و چند کلیپ ویدئویی از او از فیلم‌های محبوب شبکه ی مخفی‌ی ویدئویی‌ی خانه‌های ایرانی شد. و همه‌ی اینها همراه بود با دریغی که حیف! زود مرد.

آن دوره‌ی فطرت، دوره‌ی خواننده‌های لس‌آنجلسی بود. "ابتذال و تهاجم فرهنگی" از سر و کول خانه های ایرانی بالا می رفت و شاه‌کلید"ابتذال و تهاجم فرهنگی" آدمی بود به نام هایده. آدمی که در فراغ وطن، مرده بود و همین او را تبدیل به یک شخصیت قابل احترام کرده بود. شخصیتی که اگر حرمتش را حفظ نمی‌کردی منکوبت می‌کردند.

هایده صدایی که در قلب  موسیقی ایرانی جاودانه شد. 

لب احساسی که صدای هایده برمی‌انگیزد دریغی است بر از دست رفتن آن‌چه که دوست‌داشتنی بود... از جمله خود هایده.

در آخر یک ترانه منتشر نشده از هایده تقدیم به دوستدارانش

( سلام ای بهترینم ، هنوز عاشقترینم .... )

 

یاد مهستی هنرمند ارزنده که چندی پیش از بین ما رفتند نیز گرامی باد

 

 

لینک | نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 20:51 توسط رضا رام |

تازه اول لطف خدا بود

كجا رفتي؟ كجا رفتي؟

با نبودنت،با نبودنت...

 

لینک | نوشته شده در جمعه هشتم تیر 1386ساعت 22:7 توسط رضا رام |

 

مهستی خواننده گلها و دلها درگذشت

 

  مهستی، خواننده ایرانی در سن شصت سالگی به دلیل ابتلا به سرطان، در سانتا رزا در شمال کالیفرنیا درگذشت. خبر درگذشت این خواننده قدیمی ابتدا در رسانه های فارسی زبان منتشر شد، وی از مدت ها قبل به دلیل ابتلا به سرطان روده بیمار و بستری بود. خدیجه دده بالا که بعدها با روی آوردن به خوانندگی نام هنری مهستی را برای خود برگزید، در سال 1946(1325) متولد شد. در نوجوانی استعدادش برای خوانندگی توسط پرویز یاحقی، یکی از مشهورترین موسیقیدان های ایران، کشف شد.

نخستین آوازهای او در مجموعه گلهای رنگارنگ که در دهه چهل از رادیو ملی ایران پخش می شد، به کارهای او اعتبار بخشید و او را به خواننده ای محبوب در دهه های چهل و پنجاه بین مردم بدل ساخت و به علاوه راه را برای ورود خواهر بزرگترش، هایده به عالم خوانندگی نیز باز کرد.

مهستی از ازدواج اول خود با خسرو ناظمیان، یک دختر به نام سحر دارد که در شمال کالیفرنیا زندگی می کند.

کمی پس از انقلاب ایران، مهستی به بریتانیا رفت و پس از چند سال به آمریکا مهاجرت کرد. در سال 2005 نیز آکادمی جهانی هنر، ادبیات و رسانه ها از وی برای 35 سال فعالیت در زمینه موسیقی سنتی و پاپ ایرانی تقدیر به عمل آورد.

از وی بالغ بر 35 آلبوم موسیقی از جمله: هوای یار، آشفته، مسافر و گل امید منتشر شده که اغلب آنها با استقبال روبرو شده است.

در بهمن ماه سال گذشته مهستی اعلام کرد که مبتلا به سرطان پیشرفته است و غفلت در درمان آن، سبب وخامت بیماری شده است و از این طریق از جامعه ایرانیان درخواست کرد تا در برابر عوامل سرطان زا و یا نشانه های این بیماری هوشیاری بیشتری به خرج دهند.

مهدی ذکایی، سردبیر مجله جوانان در لس آنجلس در باره درگذشت مهستی می گوید: وی روز گذشته در بیمارستان درگذشت، درحالی که با وخامت حالش به منزل دخترش، سحر در شمال کالیفرنیا رفته بود و دو روز آخر نیز در اغما به سر می برد.

آقای ذکایی با اشاره به آثار برجامانده از مهستی در موسیقی ایران می گوید که تاثیر مهستی در موسیقی سنتی ایران غیر قابل انکار و با ارزش است و سرمایه موسیقی سنتی ایران محسوب می شود.

:اين وبلاگ نيز رسما درگذشت بانو مهستي را تسليت عرض ميكند:

 

لینک | نوشته شده در سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 22:11 توسط رضا رام |

 

مهستی خواهر گرامی "هایده" یکی از خوانندگان بزرگ ایران است که خواننده چند نسل است و  ما با صدای این بانوی بزرگ زندگی کرده ایم ، و طرفداران بی شماری دارد.متاسفانه من چند روز پیش  از تلویزیونهای 24 ساعته شنیدم که ایشان  مبتلا به سرطان روده  شده اند و قبل از عید هم عمل جراحی شده اند.  و امیدوارم هر چه زودتر سلامتیشان را بدست بیاورند و با صدای بسیار زیبایش برای ما دوباره بخواند.

با وجود گرفتاری های زیادی که داشتم بسیاری از دوستان   خواهش کردند که از مهستی  توی سایت بذارم و خبر بیماری ایشان را به  دوستداران ایشان خبر بدهم

برای سلامتی هر چه زودتر مهستی عزیز دعا کنید

به من نخند
همصدای آشنا
نخستین عشق

دو تا چمشونت

راز خلقت با صدای مهستی

 مهستی (خدیجه دده بالا) خواننده ترانه« راز خلقت » ساخته ی انوشیروان روحانی  بر روی شعر معینی کرمانشاهی  و اجرای بزرگ دسته کر بود. این تصنیف به نقل از کتاب « تاریخچه ای بر ادبیات اهنگین ایران » شور انگیز ترین ترانه ی سال لقب گرفت و محبوب ترین ترانه شد تا آنجا که رقم فروش صحفه ی آن به بیش از صد وپنجاه هزار عدد رسید که تا آن زمان این رقم فروش  سابقه نداشت.

 

 

لینک | نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 12:32 توسط رضا رام |

 

نرم افزار هايده

با ياري شما دوستان قصد دارم تا يك برنامه مولتي مديا در مورد زندگي و آثار و تصاوير زنده ياد هايده تهيه كنم و آنرا در وبلاگ قرار دهم تا شما عزيزان آنرا دانلود و استفاده كنيد. ( اين نرم افزار داراي رمز است.)

بنابراين در بخش نظرات نام و آدرس ايميل خودتان را يادداشت كنيد تا پس از تهيه رمز آنرا برايتان ارسال كنم.

 

فروش آرشيو موسيقي با قيمتي باور نكردني

به سايت زير مراجعه شود

 

 

لینک | نوشته شده در جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 3:27 توسط رضا رام |

 

فروش آرشيو موسيقي با قيمتي باور نكردني

به سايت زير مراجعه شود

 

 

لینک | نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 23:39 توسط رضا رام |

 

دانلود ترانه كمياب " صدا بزن بهارو تا بباره    برام هواي خاكمو بياره "

اون روزا ...

 

لینک | نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 14:48 توسط رضا رام |

 

وبلاگ آهنگهايي از هايده

 

لینک | نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 12:58 توسط رضا رام |

 

وبلاگ تصاويري از هايده

 

لینک | نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 19:3 توسط رضا رام |

نظر خواهی در مورد عکس زیر

بانو هایده بهمراه ... همسرش

قبل از انقلاب ۵۷

 

 

لینک | نوشته شده در شنبه دهم تیر 1385ساعت 22:32 توسط رضا رام |

 

هایده و مهستی

به نقل از كتاب خاطرات تاج الملوك (همسر رضا شاه)

 

بنا بدرخواست شما عزیزان این قسمت را حذف کردم...

 

 

لینک | نوشته شده در یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 13:58 توسط رضا رام |

 

دهم ارديبهشت سالروز تولد استاد رهي معيري شاعر اولين آهنگ بانو هايده

 

محمد حسين رهي معيّري ، دهم ارديبهشت ماه 1288 هجري شمسي در تهران چشم به جهان گشود و در 24 آبان ماه سال 1347 شمسي به سراي باقي شتافت و در مقبره ظهيرالدوله به خاک سپرده شد.
کساني که با شعر و ادب، انس و الفتي دارند، رهي شاعر بلند نام معاصر را به خوبي مي شناسند، زيرا شخصيت و شيوه خاص او در شهر گفتن شيفتگان بي شماري دارد.
اشعار رهي آينه اي است از روح پاک و بي آلايش او، مناعت و استغناي طبع و صفاي باطن او از گفتارش به خوبي هويداست. چنانچه خود او گفته است.


ما را به آفتــابِ فلــک هــــم نياز نيست
اين شوخ ديده را، به مسيحا گذاشتيم
بالاي هـفت پردۀ نيــلي اسـت جاي ما
پا چون حـــباب، بر ســـر دريا گذاشـتيم

وي از ماديات  گسسته و به معنويات پيوسته و به قول خود ((رفته و پا بر سر دنيا گذاشته و کار جهان را به اهل جهان وا گذاشته)).

 

ترانه آزاده ام به خوانندگي هايده نشان می دهد که رهی، در بستر مرگ به تنها چيزی که برايش باقی مانده بود، می نازيده است به آزادگی:

 

- "يارب چو من افتاده ای کو؟ / افتاده آزاده ای کو؟/
تا رفته از جانم برون، سودای هستی/ آزاده ام، آزاده از غوغای هستی/
گلبانگ مستی آفرين/ هم چون رهی سر دادهام من/
مرغ شباهنگم ولی/ در دام غم افتاده ام من/
خندان لب و خونين مگير/ مانند جام بادهام/ آزاده ام من!..."

با مطالعه و ممارست در آثار استادان بزرگ، تسلط خود را در سخن بدان پايه رسانيده است که روح مولانا را در قالب سعدي ريخته، گاهي با شور حال مولاي روم و گاهي به پاکي خواجه شيراز و گاه به فساحت شيخ اجل سخن مي گويد.

 

لینک | نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 22:28 توسط رضا رام |

بزن تار

 

 

ترانه سرا : منصور تهراني

آهنگساز : فريد زولاند

خواننده : هايده

آلبوم : بزن تار

 

بزن تار که امشب باز دلم از دنیا گرفته
بزن تار و بزن تار
بزن تا بخونم با تو آواز بی خریدار
بزن تار و بزن تار
برای کوچه غمگینم برای خونه غمگینم
برای تو برای من برای هر کی مثل ما
داره میخونه غمگینم
...

دانلود آهنگ بزن تار

 

از این به بعد تصمیم دارم آهنگهای بیشتری از هایده برای دانلود آماده کنم

 

لطفا نظرات و درخواستهای خودتان را با من در میان بگذارید

 

 

لینک | نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 0:3 توسط رضا رام |

دوم ارديبهشت نوزدهمین سال درگذشت استاد محمودی خوانساری

حسين معيني کرمانشاهي (فرزند رحيم معيني کرمانشاهي) در باره محمودي خوانساري چنين مي نويسد:  "محمودي خوانساري سال 1312 در خانواده اي مذهبي ديده به جهان گشود. پدرش حجه الاسلام سيد جمال الدين محمودي از روحانيون خوشنام و فروتن خوانسار بود و تسلّط نسبي شادروان محمودي خوانساري بر زبان عرب و تعليمات ديني را مي توان حاصل 13 سال زندگي در کنار پدر بزرگوارش دانست. وي پس از فوت پدر، يعني مقارن سال 1326 خوشيدي به تهران آمد و در دبيرستان اديب به ادامه تحصيل مشغول شد و در طول اين دوران يک لحظه از زمزمه کردن و آواز خواندن، آن هم به صورتي کاملآ خود جوش و فطري غافل نشد. از سال 1335 مي توان به عنوان سال تحوّل و دگرگوني در زندگي هنري محمودي خوانساري نام برد. زيرا در محفلي با شادروان ابوالحسن صبا آشنا گرديد و از پيشنهاد ايشان مبني بر فراگيري علمي رديف موسيقي ايران استقبال نمود و اين تمرين و ممارست تا پايان عمر استاد صبا ادامه يافت.

سال 1338 به دعوت داوود پيرنيا، بنيانگذار برنامه گلهاي جاويدان، گلهاي رنگارنگ، يک شاخه گل، برگ سبز و گلهاي صحرايي، در استوديو گلها شروع به فعاليت نمود و رسمآ اولين کار هنري خود را در برنامه برگ سبز شماره 56 ضبظ نمود. از آن پس شادروان محمود خوانساري در کنار اساتيدي چون مرتضي خان محجوبي، احمد عبادي، حبيب الله بديعي، جواد معروفي، حسن کسائي، پرويز ياحقي، جليل شهناز، رضا ورزنده، منصور صارمي و فرهنگ شريف به خلق آثار ماندگار موسيقي اصيل ايراني همت گماشت. ثلث آخر زندگي اين استاد فرزانه و خواننده صاحب مکتب در کنار اسد الله ملک هنرمند ارزشمند سپري شد. خوب به خاطر دارم که عصر روز يکشنبه ششم مهرماه 1348 آقاي اسد الله ملک به منزل ما در تهران پارس آمدند. معلوم شد که برنامه اي با عنوان نوايي از موسيقي ملي به همت شادروان دکتر منوچهر جهان بلگو در حال شکل گيري و تدوين است که در اين برنامه محمودي خوانساري براي اولين مرتبه اقدام به اجراي ترانه خواهد نمود. به همين مناسبت از پدرم خواست که بروي آهنگي که بر روي آهنگي که در نغمه افشاري ساخته بود ترانه اي بسرايد. از زمان نواختن ملودي تا سرودن ترانه اي با عنوان مرغ شباهنگ کمتر از پنجاه دقيقه طول کشيد که حاصل اين فعاليت مشترک پس از 29 سال و به بهانه يازدهمين سال درگذشت اين استاد نامي، بار ديگر به همت آقاي حسن اکبراف در اختيار دوستداران هنر واقعي و اصيل اين مرز و بوم قرار مي گيرد.

يازده سال از درگذشت اين هنرمند فرزانه و فروتن گذشت. استادي که ادب و انسانيت را سرلوحه رفتار خويش قرار داد. خواننده اي که به داشتن صداي تنها اکتفا نکرد و همّ و غم خود را صرف بکارگيري صحيح اين وديعه الهي نمود. خواننده اي با سوادي که امر آواز را به مفهوم کامل مي دانست تا جايي که هنگام خواندن و تلفّظ ابيات متنوع شعر فارسي، با شيوه اي مختص خويش کلمات را معني مي کرد و با تکرار و تکيه بر جمله اميد من، اميد تازه اي در جسم و جان مشتاقان موسيقي اين مرز و بوم مي دميد.

هنرمند نازنيني که هرگز در ازاي دستمزد، ناله بي غمي سر نداد و در عين نيازمندي، وارسته و بي نياز عمر خود را در گوشه انزوا سپري نمود و سر انجام روز چهارشنبه دوم ارديبهشت ماه 1366، به صورتي ناگوار، مظلومانه و ناباورانه از غم زيستن نجات يافت و حيات مجددي را آغاز نمود. با اميد شناخت قدر و منزلت چنين نوابغي در محيطي بهتر." نوشته حسين معين کرمانشاهي.

"مي پردازيم به نقل اشعاري که با تمام جزئيات (مصرع به مصرع) به طور کاملآ مشخص، زبان حال محمدي اند. وي در اجراي اين آوازها چنان از دل و جان مايه گذاشته که به راستي مي توان گفت آن اشعار را مال خود کرده است. اين آثار که ما آنها را "آثار خاص" مي ناميم در واقع داري دو صاحب هستند، و محمودي به عنوان صاحب دوم، سراينده روايت آوازي آنهاست. چنان که آقاي محمد موسوي از قول استاد بنان نقل کرده اند: "اشعاري که محمودي مي خواند، شنونده گمان مي کند شاعر هم خود اوست." و آقاي بهمن بوستان نيز گفته اند: "آوازهاي محمودي بازتاب کامل احساسات شاعر است." پس مي توانيم به جرأت بگوييم که هيچ خواننده ديگري ممکن نبود بتواند به زيبايي و با حال جان پرور محمودي آنها را بخواند. زيرا اين اشعار زبان حال ديگري جز او معدودي از امثال او نيستند "(مرغ شباهنگ، يادنامه استاد آواز ايران محمودي خوانساري، حميد تجريشي)

                    برگ سبز 262 (استاد محمودی خوانساری)

 

لینک | نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 11:19 توسط رضا رام |

 

بزم عاشقان با صدای استاد گلپا و هایده و با حضور هما میر افشار

این برنامه یکی از بهترین اجراهای استاد گلپا و زنده یاد هایده است که واقعا آدم رو به عرش می بره

ابتدای برنامه با یک چهار مضراب بسیار زیبا با سازهایی چون ویولن،سنتور،قانون،عود،تنبک و... آغاز میشود.این برنامه متاسفانه اعلام برنامه نداره و نوازنده هاش مشخص نیستند. ولی به(احتمال خیلی زیاد) نوازنده ها اینها هستند:                                                                                     

ویولن: استاد اسداله ملک،قانون: سیمین آقا رضی،عود: محمود رحمانی پور یا منصور نریمان،سنتور: محمد حیدری

در ضمن شاعر اشعار متن برنامه و غزل آواز خانم هما میر افشار هستند که گوینده اشعار برنامه نیز خود ایشان هستند.(از بهترین شاعران معاصر که هم اکنون در خارج از ایران زندگی می کنند.)

هما میر افشار با این اشعار آغاز برنامه می نماید:

خاک نشین ره میخانه ام                       خانه خراب دل دیوانه ام

زان که به میخانه بجز یار نیست               کشمکش صفحه و زنار نیست

هرچه در آنجاست بود در خروش              جام می و می زده و می فروش

حـسرت بگـذشتـه و آینـده نیـست            جز به ره عشق کسی بنده نیست

ای که به دام تو اسیرم اسیر                   لـذت دیوانگی از من مگیـر

بنـده عشقـم کن و نامم بـده                   خاک رهم ساز و مقامم بده

بعد از این دکلمه زیبا،استاد گلپا و هایده غزل معروف دل درد آشنا را هم آوایی می کنند:

                                             دل درد آشنا

تو ای جـان دل مـن ، هسـتـی مـن              تو ای در شـام غم ها مستـی من

تو ای بنشـسـته با حـور در وجودم               تو ای امیـد و عـشـق و تار و پـودم

تو در چشم  منی هر جا که هستم             تو را هرجا که هستی می پرستم

دل  درد  آشــــنـا  را  در  تـو  دیــدم              تـو می دانـی خــدا را در تـو دیـدم

نمی دانم  که بی  تو  چیـستم  من             اگـر  روزی  نبـاشـی  نیـسـتـم من

در ایـن سـیـنـه دلـی  دیـوانـه دارم                چه گـویـم دشمنـی در خـانه دارم

حسـد با خـون بـود نقـش وجـودش              هـمین از سر بسـوزی تار و پودش

                                 اگـر آسـوده هم ماند که دل نیسـت            

                             دل است این نازنینم سنگ و گل نیست

                                                                                        "هما میر افشار"

برای شنیدن برنامه بزم عاشقان بر روی لینک های زیر کلیک کنید.

           

    

بزم عاشقان (1)

بزم عاشقان (2)

با سپاس از وبلاگ آوای گلپا

 

لینک | نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 10:48 توسط رضا رام |

 

مروري بر زندگي هنري استاد علي تجويدي

علی تجویدی به سال 1298 شمسی در تهران خیابان ری متولد شد و از همان اوان کودکی زیر نظر مستقیم پدرش هادی خان تجویدی که خود هنرمندی بزرگ و از شاگردان ممتاز کمال الملک و اولین استاد مینیاتور در ایران بود ، قرار داشت و چون پدر علاوه بر نقاشی و مینیاتور با موسیقی هم آشنایی داشت و تار را نزد درویش فرا گرفته بود و آن را شیرین می نواخت ، کم کم علی را با این ساز آشنا ساخت و پس از چندی که وی به مرحله نوجوانی رسید و وارد پیشاهنگی شد نواختن فلوت و (( نت )) موسیقی را نزد آقای ظهیرالدینی آموخت و از شانزده سالگی ویلن را ابتدا نزد آقای سپهری آموخت و سپس مدت دو سال نزد استاد حسین یاحقی به فرا گرفتن ردیف های موسیقی ایرانی مشغول گردید.

علی تجویدی پس از چندی به کلاس استاد ابوالحسن خان صبا رفت و مدت هشت سال به آموختن ویلن و سه تار همت گماشت و بنا به توصیه صبا برای تکمیل تکنیک نواختن ویلن و آشنایی با موسیقی غرب ، چند سالی را نزد ملیک آبراهیمیان و بابگن تامبرازیان رفت .

تجویدی پس از آن برای تکمیل هنر موسیقی چندین سال به مطالعه در زمینه (( هارمونی )) و ارکستراسیون نزد هوشنگ استوار پرداخت به طوری که بسیاری از آهنگهایی که قبلا ساخته بود مانند:آزاده ام ، صبرم عطا کن ، پشیمانم را شخصا برای ارکستر بزرگ تنظیم و اجرا کرد .

وی آهنگهای جاودانه بسیاری ساخته که با صدای خوانندگان زن و مرد اجرا شده است. همچنین آثار مکتوب وی به عنوان مرجع موسیقی مورد استفاده اهالی موسیقی بوده و خواهد بود.

وی در سال 2002 از سوی یک بنیاد بین المللی به عنوان مرد سال جهان معرفی شد.آهنگ های "تذرو" و" مناجات "از آخرین ساخته های تجویدی بود که در سال 1378 توسط ارکستر موسیقی ملی ایران به رهبری فرهاد فخرالدینی اجراگردید.

بر اساس این گزارش مراسم تشییع استاد تجویدی صبح روز شنبه 28 اسفند از مقابل تالار وحدت به سوی قطعه هنرمندان بهشت زهرا برگزار شد.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

دانلود آهنگهايي از علي تجويدي بخوانندگي استاد گلپا

جنگ

دلخراب

لینک | نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 18:32 توسط رضا رام |

 

استاد تجويدي نيز به خاطره ها پيوست

استاد علي تجويدي خالق اولين آهنگ بانو هايده بنام "آزاده ام" دقايقي قبل دار فاني را بسوي ديار باقي وداع گفتند.

از استاد تجويدي كارهاي با ارزشي به يادگار مانده است.

ما آنچنان كه بايد قدر اين اساتيد را نميدانيم و فقط بعد از مرگشان به ياد آنها ميافتيم.

بله استاد علي تجويدي نيز همانند هايده و دلكش و سوسن و آغاسي و ويگن و پوران و استاد اسدالله ملك و ...

به خاطره ها پيوست و در آخر اينكه:

باشد كه نباشيم بدانند كه بوديم

يادش گرامي

منبع خبر: وبلاگ استاد اكبر گلپا

لینک | نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 22:29 توسط رضا رام |

 

تصويري از آرامگاه بانو هايده

 يادبود و نظر فراموش نشود

لینک | نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 0:11 توسط رضا رام |

 

تصويري از زنده ياد هايده بهمراه زنده ياد هديه (ليلا كسري)

 

 

لینک | نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 0:2 توسط رضا رام |

                                خاطره اي در مورد بانو هايده

شايد به صراحت بتوان گفت هايده از معدود خوانندگاني است كه ترانه هايش رنگ واقعي عشقها و دوست داشتنهاي واقعي و انساني را داراست براي او كم نگاشته اند و كم گفته اند اما اشعار و موسيقي اش براي بسياري هنوز جذابيتهاي خاص خودش را دارد . انچه در زير ميخوانيد يادداشتي درباره مرحوم هايده است.

تابستان سال 1346

يك ظهر گرم جمعه. ساعت يك و نيم بعد ازظهر، گل های تازه. از چند روز قبل هم اعلام شده بود. ترانه و آوازی با اركستر بزرگ راديو ايران و با صدای خواننده ای كه برای نخستين بار صدايش پخش می شد:حميرا!

علی تجويدی، پس از وقفه ای نه چندان طولانی با صدای پرقدرت ديگری به ميدان بازگشت. در همان بعدازظهرهای فراموش نشدنی جمعه: هايده!

او نيز نه دلكش بود و نه مرضيه، و نه حميرا. آوازش چيز ديگری بود و ترانه خوانی اش مسلط تراز بسياری كه در آن سال ها ترانه می خواندند. صد افسوس كه نه او در صف كلاسيك خوان ها باقی ماند و نه حميرا. ترانه خوانی را ادامه دادند، بی آنكه ديگر آواز بخوانند و يا بتوانند بخوانند. اين فصل داغ رقابت، با به ميدان آمدن مهستي(خواهر هايده) و سپس خواننده ای بنام رويا، و ميان تجويدی، ياحقی، خرم و بديعی ادامه يافت كه گاه تقليد بودند و گاه نوآوری. الكل به قمر فرصت نداد و كاباره های تهران و پولی كه به پای اين نسل از خوانندگان زن ريختند فرصت ندادند تا آنها بشوند آنچه را در آواز كلاسيك ايران می توانستند بشوند! حنجره خسته ای كه هر شب ساعت ها در كاباره ها و در فضائی از دود سيگار می خواند، ديگر نه تاب آواز داشت و نه دارنده اش وقتی برای تعليم و پيشرفت.

نواب صفا، ترانه سرای سالهای شكوفائی موسيقی ايرانی، در خاطراتش می نويسد: يك ظهر كه در ميدان ارك از راديو بيرون آمدم، علی تجويدی را ديدم. مسيرمان يكی بود و راه افتاديم. گفت كه سالهاست يك آهنگ ساخته اما خواننده اش را هنوز پيدا نكرده است. اين عادت تجويدی بود. چيزی را كه می ساخت برای خواندن به هركسی نمی داد و گاه سالها آن را رو نمی كرد. آهنگ را زمزمه كرد و گفت يك بند شعر هم رويش ساخته ام: رفتم و بار سفر بستم! من بلافاصله بند دوم را همانجا ساختم و برايش تكرار كردم: با تو هستم، هركجا هستم! گفت پس بقيه اش را هم خودت بگو؛ و پرسيد كی بخواند؟ 15 سال است دنبال صدای اين آهنگ می گردم. گفتم: هايده! من سرودم و هايده خواند؛ و الحق والانصاف سنگ تمام گذاشت!

 

لینک | نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 23:36 توسط رضا رام |

 

گفتگوي منتشر نشده صداي آلمان با شادروان هايده

صداى آلمان: خانم هایده، از چه زمانی شروع به خوانندگی کردید، چه کسی شما را تشویق به اینکار کرد و بالاخره آیا خوانندگی را نزد استادان فن آموختید یا اینکه خیر؟

هایده: من خواندن آواز و تصنیف را از طریق رادیو و شنیدن صدای بانوی آواز ایران، خانم دلکش، آموختم. ولی بعد، وقتی تصمیم جدی گرفتم برای شروع فعالیت هنری نزد استاد تجویدی و فرهنگ شریف و استاد عبادی آواز کار کردم و چندماهی هم برای آقای ناصری خواندم. اما در اصل این چیزی ذاتی و خانوادگی بود که در وجود من بود و از راه گوش بهتر می توانستم یاد بگیرم.

صداى آلمان: وقتی آدم زندگی هنرمندان مملکت‌مان را مورد بررسی قرار می‌دهد به این نتیجه می‌رسد که هنر غالبا در خانواده‌ی آنها ارثی بوده است. آیا در خانواده‌ی شما هم چنین حالتی وجود داشته، با توجه به اینکه خواهر شما، خانم مهستی، هم از صدای خوب و خوشی برخوردارند و جزو خوانندگان معروف و سرشناس‌اند؟

هایده: بله، اتفاقا در خانواده‌ی ما صدا ارثی بوده و پدرم یکی از هنردوستان واقعی بود که به موزیک کشورمان عشق می‌ورزید و اغلب روز و شبها را با و موزیسین‌های خوب و خوانندگان می‌گذراند. و من در آن خانواده بدنیا آمدم و از بچگی یاد گرفتم که به موزیک گوش بکنم و البته در خون من هم بود و خداوند هم با لطف‌اش به من صدایی داد که امروز می‌توانم در حضور شما بنشینیم و بهرصورت ملت ایران و هنرمندان من را بعنوان یک هنرمند قبول داشته باشند.

صداى آلمان: اینطور که من شنیدم، مادر شما هم از صدای خوب و خوشی برخوردار است؟

هایده: بله، مادرم و خاله‌ام صدای خوبی داشتند.

صداى آلمان: خانم هایده، اینجا صحبت خواهر شما، خانم مهستی، بمیان آمده است. آیا شما خواهرتان را بعنوان یک رقیب سرسخت ملاحظه می‌کنید یا اینکه خیر؟ مقصودم اینست که آیا تا بحال در خودتان دیده‌اید که خواهرتان را بعنوان یک رقیب حساب کنید؟

هایده: باید بگویم که من یکی از کسانی بودم که خواهرم را به خواندن تشویق کردم، برای اینکه خود من از بچگی می‌خواندم. فکر می‌کنم ۱۲ ساله‌ بودم که حتا برای خواندن آواز تمرین می‌کردم. آنوقتها، خوب، مهستی ۴ سال از من کوچکتر است و آنوقتها من به او یاد می‌دادم که تصنیف بخواند. وقتی که بصورت جدی کار را شروع کردیم، هیچوقت با هم رقابت نداشتیم و سعی می‌کردیم همیشه ایراد کارهایمان را بگیریم و توصیه‌ی همدیگر را قبول می‌کردیم، برای بهتر شدن کارمان.

صداى آلمان: شما اول وارد رادیو شدید یا خواهرتان؟

هایده: من اول وارد رادیو شدم، ولی متاسفانه به دلایل گرفتاری‌های خانوادگی، اینکه شوهر من نمی‌گذاشت صدای من از رادیو پخش بشود. صدای من فقط یکبار از رادیو پخش شد و بعد هم جلوی نوار گرفته شد، ولی من چون علاقمند به خواندن بودم، دچار بیماری شدم. در واقع راه را اول من باز کردم و بعد مهستی شروع کرد و بعد از یکسال‌ونیم دوسال من دوباره شروع کردم به خواندن.

صداى آلمان: از چه زمانی وارد رادیو شدید و اولین ترانه‌ای که اجرا کردید چه نام داشته و ساخته‌ی چه کسی بود؟

هایده: اولین آهنگی که من خواندم از ساخته‌ی استاد تجویدی بود با شعری از شادروان رهی معیری. در برنامه ی از گلها که اسم تصنیف‌اش «آزاده» بود.

صداى آلمان: تا آنجا که من اطلاع دارم شما ترانه‌های بسیاری خوانده‌اید. کدامیک از آنها بیشتر بر روی خودتان اثر گذاشته و حتا برخی اوقات بی‌اختیار آن را زمزمه می‌کنید؟

هایده: همین ترانه آزاده. چون شادروان رهی معیری خیلی روی این تکیه داشت و بهرکسی نمی‌داد این تصنیف خوانده بشود. نمی‌دانم دلیلش چی بود.

صداى آلمان: دلیلش واضح است، صدای خوب و خوش شما.

هایده: خواننده‌های خوش صداتری قبلا بودند که مایل بودند این تصنیف را بخوانند، ولی خوب، خوشبختانه نصیب من شد و من، با این تصنیف قدم گذاشتم به کار هنری. شاید هم سبب‌اش این باشد که این تصنیف در من اثر بسیاری دارد. دلیل دیگرش را نمی‌دانم. بهرصورت شنوندگان خودشان قضاوت می‌کنند که این تصنیف، آهنگ و تنظیم‌کردنش واقعا چیزی‌ست استثنایی و وقتی‌ هم، خودم آنرا می‌شنوم دگرگون می‌شوم. من کارهای گلها را ترجیح می‌دهم به کارهای امروزی.

صداى آلمان: شما در کنار ترانه‌های اصیل ایرانی، ترانه‌های، بقول معروف، «جاز» هم خوانده‌اید.  نظرتان در مورد این دو شیوه‌ی موسیقی چی هست و بیشتر تابع کدامیک از آنها هستید؟

هایده: مسلما کار من، کار اصلی من کار اصیل ایرانی‌ست و من ترجیح می‌دهم دنبال کار خودم را بگیرم. ولی همانطور که خدمت‌تان عرض کردم، ما دستمان اینجا یک‌خرده خالی‌ست.

صداى آلمان: آیا شما شخصا شعر و آهنگهای‌تان را انتخاب می‌کنید یا اینکه دیگران می‌سازند و شما فقط اجراکننده هستید؟

هایده: نه، من خودم دخالت دارم در شناخت‌اش و شعر را می‌دهم شاعر عوض بکند و آهنگهایی را که مطمئن نیستم خوب بتوانم اجرا بکنم یا به صدای من نخورد قبول نخواهم کرد. من خودم در این مورد خیلی وسواس دارم.

صداى آلمان: مقصود من اینست که شما خودتان سفارش می‌دهید؟ مثلا، فرض کنید، به شاعر سفارش می‌دهید که من یک شعری می‌خواهم در وصف بهار، نوروز و اینها...

هایده: و به آهنگسازم می‌گویم دلم می‌خواهد در مایه‌ی شور برایم بسازی و یا در مایه‌ی شور ما می‌توانیم تصنیف سنگین داشته باشیم، می‌توانیم ریتم شش و هشت داشته باشیم، بقول خودمان، و در اینکارها، بله، من خودم دخالت می‌کنم و از آنها می‌خواهم که برایم چه جوری بسازند.

صداى آلمان: آيا خودتان تا بحال آهنگی ساخته‌اید؟

هایده: بله، ملودی خیلی به ذهنم می‌آید، ولی، چون واقعا از نظر علمی به آن پایه نرسیده‌ام که بتوانم فورا به نت تبدیل‌اش کنم در ضبط صوتی که کنار دستم هست زمزمه‌اش می‌کنم، خصوصا آهنگی اصیل و کلاسیک خودمان را. اغلب آهنگهایی هم که در حال حاضر از من شنیده می‌شود، خودم دستکاری‌اش می‌کنم و به آهنگساز ایده می‌دهم. روی شعری که گفته می‌شود حال و هوای شعر را می‌بینیم که در کدام دستگاه اجرا بشود. بله، خودم این ذوق را دارم،‌ ولی متاسفانه هیچ نوع سازی را نمی‌توانم بزنم.

صداى آلمان: خانم هایده، صدای کدامیک از خوانندگان ایرانی، اعم از اینکه از دنیای ما رفته یا در قید حیات‌اند، بر روی شما اثر گذاشته و تا چه اندازه کارشان را می‌پسندید؟

هایده: بارها این سوال از من شده. من به صدای خانم دلکش واقعا عشق می‌ورزیدم و از طریق صدای خانم دلکش، می توانم واقعا بگویم، هنر را یاد گرفتم. از آقایان به صدای آقای محمود خوانساری بسیار علاقمند بودم، که صدای محمود یک صدای خاصی بود، یک غمی در آن بود، یک احساس عجیبی در آن بود که کم نظیر بود. و به صدای گلپایگانی هم که البته علاقه‌ی خاصی داشتم. همانطور که اطلاع دارید، همکاری بسیار زیادی هم با ایشان داشتم.

صداى آلمان: خانم هایده، وظیفه‌ی هنرمندی مثل شما در قبال اجتماع‌اش چیست؟ آیا معتقدید هرچه مردم خواستند باید به آنها بدهید، یا اینکه هنرمندی، مثل شما، باید مردم را بدنبال خودش بکشد و چندقدمی از مردم جلوتر باشد؟

هایده: دوتا جواب دارم برای سوالتان. اول اینکه، اگر مردم نبودند و خواسته‌ی مردم نبود، من نمی‌توانستم امروز هایده باشم و یک هنرمند شناخته شوم. ولی در این دوره از زمان سعی می‌کنم که مردم را بدنبال خودم بکشانم و به مردم آنچیزی را که احساس می‌کنم، که خود مردم هم احساس می‌کنند، بصورت آواز و شعر عرضه بکنم و این یک بیداری، یک هشداری‌ست برای تمام ایرانی‌هایی که در غربت زندگی می‌کنند و مشتاق وطنشان هستند.

صداى آلمان: خانم هایده، من سوال دیگری ندارم. اگر شما فکر می‌کنید برای شنوندگان مطلبی گفته نشده است بیان کنید.

هایده: برای یکایک‌تان دلم تنگ شده، برای مملکت عزیزم ایران، برای هوایش، برای خاکش، برای کوچه‌هایش، برای همه چیزش. آرزو می‌کنم که انشااله روزی خودم را در قلب همه‌ی عزیزانی که در مملکت هستند ببینم. فقط می‌توانم بگویم، به امید آنروزی که برگردم به ایران، در میدان شهیاد، با صدای خودم، بدون میکروفون، بدون موزیک برای همه‌ی هموطنان‌ام بخوانم و همانجا، در کنار آنها به زندگی‌ام خاتمه بدهم.

"بر گرفته از صداي آلمان"

 

لینک | نوشته شده در چهارشنبه هفتم دی 1384ساعت 19:34 توسط رضا رام |

 

دانلود تعدادي از آهنگهاي معروف هايده

به سايت زير انتقال يافت

http://hayedehsong.blogfa.com

آهنگهايي از زنده ياد هايده

 

لینک | نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 22:49 توسط رضا رام |

 

زندگینامه هایده